سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
323
تاريخ ايران ( فارسى )
لشكريان ايران و افغان لشكر افغان اكنون شايد بالغ بر بيست هزار نفر ميشد « 1 » چه عدهاى از سربازان تلف شده و عدهاى ديگر در كرمان و يزد محمود را ترك گفته بودند و سربازان داوطلبى كه به آنها پيوسته بودند فقط معدودى از زردشتىها بودند . توپخانهء آنها از يكصد زنبورك يا توپ كوچك تشكيل يافته كه بر شتر سوار نموده بودند و اين توپها گلولهاى به وزن كمتر از دو پوند ميانداختند . لشكر ايران كه در اصفهان جمع شده بود از حيث عدد دوبرابر آنها بود و بعلاوه داراى توپخانهء منظم و صحيحى بودند و نيز مركز آنها يك شهر پرجمعيت بوده و يك مزيت ديگرشان اين بود كه از زادوبوم خود دفاع مينمودند و گذشته از همهء اينها سرنوشت كشور ايران وابسته بشجاعت و دلاورى آنان بوده است . در شوراى نظامى ابتدا عقيده بر اين شد كه پايتخت را نگاهداشته و افغانان را بگذارند در پيرامون حصارهاى شهر تا خودشان را خسته كنند ( يعنى رويهء دفاعى پيش بگيرند ) ولى در آخر كسانى كه پيشنهاد نبرد دفاعى مينمودند پيشنهادشان رد شد ، والى عربستان اصرار داشت كه ميگفت اگر شاهنشاه از مقابلى با يك عده افغانى غارتگر ترس و بيم به خود راه دهد بر حيثيت و مقام او لكه وارد شده و از اعتبار خواهد افتاد . در كشور ايران بيش از همهجا بتظاهر و خودپندارى اهميت داده مىشود و سخنان والى مورد ستايش قرار گرفت و همه در آن روز با او موافقت نمودند . براى اينكه از بروز حسادت بين سران لشگر جلوگيرى به عمل آيد فرماندهى سپاه را بين عدهاى تقسيم كردند و ارتش ايران بعدهء پنجاه هزار نفر كه با بيست و چهار عراده توپ تقويت ميشد بسوى دشت گلناباد حركت نمود « 2 » . جناح راست سپاه بفرماندهى يك شخص بدطالع يعنى رستم خان ژنرال گارد سلطنتى و جناح چپ بفرماندهى وزير واگذار شد . عدهاى سپاه در تحت فرمان والى
--> ( 1 ) - كروزينسكى عدهء آنها را دوبرابر آن نوشته ولى من گفتهء ملكم را نقل كردهام . ( مؤلف ) ( 2 ) - نگارنده در چند سال قبل كه در محل وقوع اين جنگ اردو زده بودم . در اين هنگام متوجه شدم كه چگونه ايرانيانى كه با اسلحهء عالى و قيمتى مسلح بودند و زين و يراق و نيز افسار اسبهاى آنها تماما مطلا بوده از روى استهزا بافغانهاى آفتاب سوخته و داراى لباس مندرس و پاره ميخنديدند ، در اينجا يك دفعه بقهقرى برگشته فكرم بجنگى رفت كه بين سلاطين ساسانى برعليه اعراب رخ داد و شباهت تامى كه بين اوضاع و حالات اين دو جنگ وجود داشته در نظرم جلوهگر شد . ( مؤلف )